چهارشنبه، دی ۲۳، ۱۳۸۸

کسی چه می داندَ
شاید روزی
چشم باز کنیم و
ببینیم
زیر درخت سیبی خوابمان برده است

۸ نظر:

  1. خدارا چه دیدی
    بیا
    دستت را به من بده
    شاید زیر همین درخت که خوابیدیم
    دیگر هیچگاه بیدار نشدیم !

    پاسخ دادنحذف
  2. سجاد عزیز
    این کار خیلی دوست داشتنی و در عین حال عمیقه
    تبریک داری
    و موفق باشی

    پاسخ دادنحذف
  3. چيزي شبيه آنكه م.محمدي مهر نوشته را مي خواستم برايت بنويسم.
    تصوير خوبي داشت

    پاسخ دادنحذف
  4. سلام
    سجاد عزیز هروقت بروز می شوی، می خوانمت

    پاسخ دادنحذف
  5. سلام دوست جوان و با محبتم ِکامنت هایت را می خوانم اما وقتی به وبت مرجعه می کنم این امکان(کامنت گذاری )برایم مشکل می شود و غیر ممکن . از شعر هایت برای صفحه ی شعر چند بار استفاده کرده ام . کلا فضای شعر و بیانت را می بسندم

    پاسخ دادنحذف
  6. آفرین ، چشم بازکنیم برای دیدن بسته بودن اش

    پاسخ دادنحذف
  7. با یه موقعیت ِ ساده و کوچک ، زیبا و عمیق بود . مرسی

    پاسخ دادنحذف
  8. درود ...

    خداوندا
    نمي دانم چه تقديري مرا فرموده اي ....... اما
    براي مردمان خوب اين وادي
    عطا فرما
    هزار اميد
    هزار و سيصد آگاهي
    هزار و سيصد و هشتاد بهروزي
    هزار و سيصد و هشتاد و نه لبخند زيبا را
    فرا رسيدن بهار 89 را تبريک عرض مي نمايم و از درگاه خداي متعال بهترينها را در سال جديد برايتان آرزودارم.

    شاد شاد شاد باشيد

    بدرود ...

    پاسخ دادنحذف