سه‌شنبه، آذر ۱۰، ۱۳۸۸

ناگهان
آرام و بی صدا
دست بر چشمانت می گذارد
و مثل همیشه
پیش از آنکه نامش را حدس بزنی
بازی تمام می شود

۱۰ نظر:

  1. آفرین ! عالی بود . کامل موجز و بدون احتیاج به عوامل بیرون . شعر در درون خودش اتفاق رو کامل کرد .

    پاسخ دادنحذف
  2. ممنون از اینکه سری زدین.
    کاراتونو دارم می خونم.
    این کار تصویر خوبی داشت.
    و نرم و روان بود.

    پاسخ دادنحذف
  3. با سلام و احترام

    از اینکه یکی از بینندگان وبلاگ زیبای شما هستم بسیار خوشحالم

    امیدوارم همیشه موفق و شاد شاد شاد باشید

    به ما هم سر بزنید منتظرم ... ... Kangavar.Tk

    پاسخ دادنحذف
  4. با افتخار وبلاگ زیبای شما را به لیست پیوندهای وبلاگ «کنگاور شهر تمدن و تدین» افزودم
    (در منوی متحرک روی صفحه[دوستان-پیوندها] قسمت سایت ها و وبلاگ های کنگاور-2)

    شما نیز در صورت امکان وبلاگ «کنگاور شهر تمدن و تدین» را با همین نام پیوند دهید
    ممنون - خبرم کنید

    پاسخ دادنحذف
  5. شعراتو دوست داشتم سجاد
    لینکت می کنم
    بعدن سرفرصت می خونمت

    پاسخ دادنحذف
  6. yeki az sherato bardashtam
    badan mizaram roo blog
    dar zemn
    tedade ziadi az karhat
    aaaaali budan

    پاسخ دادنحذف
  7. خوب ... خوب .. دوستش داشتم . فقط كاش جاي ديگري جز بلاگر بودي كه ميشد سريع تر و راحت تر خواندت

    پاسخ دادنحذف